ویاناویانا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

هدیه زیبای خداوند و مسافر تابستونی من

عشق من زود بیا

1392/1/24 22:25
نویسنده : ندا
614 بازدید
اشتراک گذاری

هدیه آسمونی من، چقدر دوست دارم این دوران مثل برق و باد بگذره و بغلت کنم، بوت کنم، نوازشت کنم، برات لالایی بگم تا آروم بخوابی، قصه های قشنگ برات بخونم..

آروم جونم می دونی با اومدنت امید بیشتری به زندگی من و بابا داود بخشیدی؟ بابایی که کلی منتظره زود بیایی..همش می گه دخملم زودتر بیا دلم برات تنگ شده..صداشو می شنوی؟ هر وقت باهات حرف زد تکون بخور تا ببینه و لمست کنه.

آخ که هر وقت خواستم تکون هات رو به خاله نگار نشون بدم یه ذره هم وول نخوردی.خیلی خوش خوابی مامانی..

دوست دارم و لحظه شماری می کنم واسه دیدنت..

پسندها (1)

نظرات (4)

نگار
25 فروردین 92 12:39
ای بابا.بچست دیگه.. بعدا ببینمش وقتی خوابه بشگونش میگیرم.
نگار
25 فروردین 92 12:41
خاله ویانا
25 فروردین 92 12:42
الناز
25 فروردین 92 23:26