عشق من زود بیا
هدیه آسمونی من، چقدر دوست دارم این دوران مثل برق و باد بگذره و بغلت کنم، بوت کنم، نوازشت کنم، برات لالایی بگم تا آروم بخوابی، قصه های قشنگ برات بخونم..
آروم جونم می دونی با اومدنت امید بیشتری به زندگی من و بابا داود بخشیدی؟ بابایی که کلی منتظره زود بیایی..همش می گه دخملم زودتر بیا دلم برات تنگ شده..صداشو می شنوی؟ هر وقت باهات حرف زد تکون بخور تا ببینه و لمست کنه.
آخ که هر وقت خواستم تکون هات رو به خاله نگار نشون بدم یه ذره هم وول نخوردی.خیلی خوش خوابی مامانی..
دوست دارم و لحظه شماری می کنم واسه دیدنت..
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عشق من زود بیا 
